ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۳۰, شنبه

معیار موفقیت کنترلها در سیستم توزیع و فروش


تسهیل، سرعت، دقت، انسجام، و سایر ویژگیهای اینچنینی، در استفاده از یک مجموعه نرم افزاری، امری کاملا جا افتاده بین مدیران است. و این البته دستاورد حضور موثر بیش از 20 سال نرم افزار کاربردی تولید داخل، در بنگاههای اقتصادی کشور است. بدیهی است که رفته رفته سطح بهره برداری بالا رود و بدنبال  آن نیازهای جدیدی تولید شود. موضوعی که بیش  از همه در حال حاضر ذهن مدیران را در استفاده از سیستم هائی که با خرید و فروش و یا بعبارت بهتر پول سرو کار داردند، به خود جلب کرده است، بهره وری و کارائی سیستم در جلوگیری از سوءاستفاده های مالی است. سوال معمولا به شکل ساده ای مطرح می شود: آیا پس از تهیه و نصب و پیاده سازی این نرم افزار، فروشنده یا ویزیتور و یا هر عضو دیگر قادر به سوءاستفاده خواهد بود؟. این البته برای یک فروشنده نرم افزار سخت ترین سوالهاست، چون جواب واقعی این است که چندان فرقی با شرایط دستی ندارد. و اصولا نرم افزار قادر نیست جلوی تخلف را بگیرد، حتی ممکن است آن را تسریع هم بکند. هیچ تولید کننده و فروشنده نرم افزاری هم حاضر نخواهد بود، مشتری امیدوار خود را این چنین برنجاند.
اگر عمیق تر به موضوع نگریسته شود سیستم چه دستی و چه فول مکانیزه، روشهای کنترلی مشابهی دارد. با این تفاوت که هنگام استفاده از نرم افزار، کنترلهای به مراتب بیشتری را می توان منظور کرد. ولی کارکرد، همان کارکرد سیستم دستی است. کنترل در یک سیستم، زمانی موفق و کامل ارزیابی می شود که هر شخصی در هر موقعیتی، هر کار غیرمجازی را، سهوا یا عمدا، بخواهد مرتکب شود، مجبور به خلاف باشد. روالهای منجر به ارتکاب خلاف هم، کاملا قابل پی گیری و مستند شده باشد. سیستمی که در آن عمل خلاف و یا مغایر تصمیم سازمان، قابلیت پی گیری نداشته باشد، کاملا ناموفق ارزیابی می شود. در یک سیستم امکان سوءاستفاده در یک دسته بندی کلی بر دو نوع است. سوءاستفاده های قابل پیش گیری و غیر قابل پیش گیری. سیستمی موفق است که با فرض پیاده سازی و بهره برداری مناسب، تمام کنترلهای لازم برای سوءاستفاده های قابل پیشگیری در آن تعبیه شده باشد. سوء استفاده های غیر قابل پیش گیری نیز در آن کاملا مستند و قابلیت پی گیری داشته باشد.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

سرهنگ قذافی، دیوانه ای رسوا


هر چه می گردم تا در زبان فارسی کلمه ای برای توصیف این تحفه لیبیائی بیابم، چیزی به نظرم نمی رسد. در زمان تحصیل در شیراز دوستی شیرازی داشتم که او را سرهنگ ق...ق می نامید. تا کنون عنوانی شایسته تر از این برای او نشنیده ام. اما این کلمه دور از ادب نیز قادر به وصف معمر قذافی نیست. شاید در آینده کلمات جدیدی که مختص وصف چنین آدمهائی باشد، ساخته شود. نظیر این دیوانه صفر مراد نیاز اف در ترکمنستان بود. او نسخه جدید قذافی بود که حتی دست در زبان ترکمنی هم برده بود. مثلا به جای کلمه نان، مردم ترکمنستان باید نام مادر او را می گفتند! خوشبختانه اجل به او مهلت نداد. شاید تا کنون ازدیاد چنین رهبرانی کلمات مناسب و اندکی مودبانه را بوجود می آورد. معمر قذافی بیش از چهل سال پیش با کودتا به قدرت رسیده است. کتاب سبزی دارد که نقش کتاب مقدس در صحاری لیبی را بازی می کند. حتی یک بار با خرج دلارهای فراوان نفتی، کتابش را با یک سفینه به فضا هم فرستاد. به بازیکنان فوتبال ایتالیائی که همبازی پسرش سعد بودند، کتاب سبزش را هدیه! می داد. ابتدای انقلاب ایران قصد داشت برای تبریک و ابراز خوشحالی، مستقیما به تهران سفر کند. مشکل او در تشریفات استقبال بود. سرهنگ قذافی به کمتر از بنیانگذار جمهوری اسلامی در پای پلکان هواپیما راضی نبود!

ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

سرمایه اجتماعی


یکی از کتابهای خوبی که خوانده ام، سرمایه اجتماعی، نوشته جان فیلد و ترجمه غلامرضا غفاری و حسین رمضانی  از انتشارات کویر است. اشکال این کتاب برای خواننده علاقه مند، ولی ناآشنا به اصل این بحث، زیادی آکادمیک بودن آن است. هر وقت هم خواسته ام خلاصه ای از آن را برای دوستانم تعریف کنم، مشکل داشته ام. گرچه به اندازه کافی در این کتاب مثال ذکر شده است، اما برای بحث چنین جذابی، کمی سنگین است. جالب اینجاست که بحث سرمایه اجتماعی برای هر کسی که در هر جامعه ای زندگی می کند، عملا آشناست. طوری که پس از مطالعه، از اینکه چنین بحث آشنائی به یک تئوری تبدیل شده است، موضوع جذاب تر هم می شود. متاسفانه من کتاب دیگری سراغ ندارم. اما اخیرا مقاله کوتاهی در رادیو زمانه دیدم که به شکل بسیار روان این بحث را معرفی کرده است. حدس می زنم خواندن آن برای اهل خواندن جالب باشد.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ بهمن ۲۲, جمعه

سرنگونی حسنی مبارک، پروسترویکا و خلخالی

مقاومت مردم مصر نتیجه داد و حسنی مبارک در 22 بهمن از قدرت کناره گرفت. حسن تصادف جالبی است!. سالها پیش مجله بیاد ماندنی آدینه در خصوص پروستریکا در اتحاد شوروی سابق از صاحبنظران و رجال سیاسی نظر خواهی کرده بود. از جمله این شخصیتها مرحوم مهندس بازرگان و شیخ صادق خلخالی بود. مهندس بازرگان که باسواد و مسلط به زبان فرانسه و احتمالا انگلیسی بود، و فردی باسواد و مجرب محسوب می شد، در جواب آدینه گفت: "که ما نه سر پیازیم و نه ته پیاز. از اوضاع کشور خودمان درست و حسابی اطلاع نداریم و شخص مطلعی مثل برژینسکی (مشاور امنیت ملی رئیس جمهور وقت امریکا) نمی تواند پیش گوئی کند، من چه می توانم بگویم!"  و بعد با احتیاط شروع به تحلیل و اظهار نظر کرد. اما وقتی نوبت به صادق خلخالی قاضی شرع ابتدای انقلاب رسید او که تمام اطلاعاتش از مجلات دم دستی تهران بود، به شیوه خود  برنامه های  چند ده سال بعد شوروی را هم پیش بینی کرد!. و جالب اینجاست که هیچ تردیدی هم در اظهارات خود روا نمی داشت. شاید مرحوم بازرگان خلاف جریان آب شنا می کرد و آن شیخ کم اطلاع نمونه ای بود از خیل کسانی که براحتی از طب تا نجوم نظر می دهند و راه حل تعیین می کنند. هر وقتی به موضوعی می رسم که اصولا هیچ اطلاع دست اولی از آن ندارم و می خواهم نظر هم بدهم یاد این مطالب مجله آدینه در حدود بیست سال پیش می افتم. با این وجود و وحشت از این تشابه، بطور غریزی معتقدم که مصر، ترکیه ای دیگر در شمال افریقا خواهد شد. این کشور ملتی با ظرفیت دارد. در چند ده سال گذشته هم عبدالباسط را به دنیای اسلام تقدیم کرده است و هم ام کلثوم افسانه ای را به بشریت. چنین جامعه ای درمانده نخواهد شد. شاهد مدعای من گزارش محمد منظرپور خبرنگار بی بی سی از قاهره است:
صحنه ای که فکر کنم هیچ وقت از ذهنم پاک نشود، صحنه ای بود که روز جمعه در حاشیه تجمع چند صد هزار نفری مخالفان حکومت شاهدش بودم. در خیابانی مجاور میدان تحریر یک خانم جوان محجبه به تنهایی در بین انبوه مخالفان فریاد می زد "درود بر مبارک، نعم مبارک". به محض مشاهده این صحنه، وحشت وجودم را فرا گرفت و هر لحظه انتظار داشتم مردان جوان خشمگین این دختر جوان را حداقل مورد بی حرمتی لفظی قرار دهند، اما در کمال نا باوری دیدم که مردم صرفا ً با حفظ فاصله شعار "لا مبارک، لا مبارک" سر دادند و حتی مسیری برای عبور این دختر جوان گشودند. من هرگز این میزان تساهل را نه در ایران بلکه حتی در انگلستان هم ندیده بودم.

عهد عتیق و عهد جدید و پیوند دهنده ای گمنام

در عمر چند ده ساله کامپیوتر و گسترش برق آسای آن، بدون هیچ اغراقی سیستم عامل داس را باید مقوله ای باستانی محسوب کرد.  سیاه مشقی بود که میکروسافت به تقلید از سیستمهای عامل دیگر مرتکب شد تا در نهایت به ویندوز  برسد، که امروزه جهانی شده است. ولی شاید کمتر سیستم عاملی مانند داس در عمر کوتاه خود توفیق یافت که بستری برای تولید نرم افزارهای کاربردی فراوان باشد. این ماندگاری طولانی دو دلیل داشت. دلیل اول زمان و نحوه ارائه محصول بود که برای PC IBM Compatible تولید شد. تمام شرکتهای سازنده کامپیوتر بدون هیچ محدودیتی میتوانستند آن نوع کامپیوتر را بسازند و سیستم عامل داس را نیز روی آن بگذارند. ورود PC انقلاب جدیدی بود که در حاشیه خود با سیستم عامل خوش شانس داس، گره خورد. دلیل دوم، عدم پشتیبانی بعدی شرکت میکروسافت از این محصول مانند سایر شرکتها بود. مثلا امروزه تقریبا هیچ اثری از ویندوز سه وجود ندارد. گرچه ویندوز سه تحت داس اجرا میشد، ولی به مراتب مدرنتر از آن بود. اما تمام محصولات تولید شده در این محیط شانزده بیتی به راحتی قابل انتقال و تبدیل به محیطهای 32 بیتی بعدی بودند. اما داس به امان خدا ول شد. شرکت میکروسافت در این خصوص ید طولانی دارد و بسیاری از محصولات و استانداردهای خود را عملا از دور خارج کرده است. در صورتی که نرم افزار تحت یونیکس پنجاه سال پیش، امکان تبدیل و کامپایل در محیطهای بسیار مدرن یونیکسهای جدید را همچنان داراست.